جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Tennis court
01
زمین تنیس
an area shaped like a rectangle that is made for playing tennis
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
tennis courts
مثالها
She practiced her serves and volleys on the tennis court every afternoon, determined to improve her game before the upcoming tournament.
او هر بعد از ظهر روی زمین تنیس به تمرین سرویس و والی خود میپرداخت، مصمم بود که قبل از مسابقه آینده بازی خود را بهبود بخشد.



























