acquiesce
acq
ˌæk
اَک
uiesce
ˈwiɛs
ویِس
/ˌækwɪˈɛs/

تعریف و معنی "acquiesce"در زبان انگلیسی

to acquiesce
01

به چیزی تن دادن, با اکراه با چیزی موافقت کردن

to reluctantly accept something without protest
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
acquiesce
سوم‌شخص مفرد
acquiesces
وجه وصفی حال
acquiescing
گذشته ساده
acquiesced
اسم مفعول
acquiesced
مثال‌ها
The company reluctantly acquiesced to the demands of the striking workers and agreed to negotiate better working conditions.
شرکت با اکراه به خواسته‌های کارگران اعتصابی تسلیم شد و موافقت کرد که برای شرایط کاری بهتر مذاکره کند.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه