جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Temptation
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
temptations
مثالها
The advertisement was designed to play on the viewer 's temptation to buy the latest gadget, even if they did n't need it.
تبلیغات به گونهای طراحی شده بود که بر وسوسه بیننده برای خرید آخرین گجت بازی کند، حتی اگر به آن نیاز نداشت.
02
وسوسه, فریب
something that attracts someone to do or have something, contrary to one's better judgment
مثالها
The offer of easy money was a strong temptation.
پیشنهاد پول آسان یک وسوسه قوی بود.



























