جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to tell off
01
کسی را مورد شماتت قرار دادن
to express sharp disapproval or criticism of someone's behavior or actions
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
off
فعل پایه
tell
زمان حال
tell off
سومشخص مفرد
tells off
وجه وصفی حال
telling off
گذشته ساده
told off
اسم مفعول
told off
مثالها
They will tell him off if he does n’t start following the rules.
اگر او شروع به رعایت قوانین نکند، او را سرزنش خواهند کرد.



























