teensy
teensy
'tinsi
tinsi
teentsyteeny

تعریف و معنی "teensy"در زبان انگلیسی

teensy
01

خیلی کوچک, ریز

extremely tiny 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
teensiest
شکل تفضیلی
teensier
درجه‌پذیر
حوزه
size, perception, objects
مثال‌ها
She found a teensy bug on the leaf, barely noticeable to the naked eye. 

او یک حشره خیلی کوچک روی برگ پیدا کرد، که به سختی با چشم غیرمسلح دیده می‌شد.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه