جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Big cheese
01
آدم مهم, شخص بانفوذ
someone of great importance or influence
تحسینآمیز
طنزآمیز
اصطلاح
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
big cheeses
مثالها
He acts like a big cheese at the office.
در اداره طوری رفتار میکند انگار آدم مهمی است.



























