جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Big cheese
01
آدم مهم, شخص بانفوذ
someone of great importance or influence
approving
humorous
idiom
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
big cheeses
مثالها
She is a big cheese in the music industry.
او در صنعت موسیقی آدم مهمی است.



























