جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Big cheese
01
فرد مهم
someone of great importance or influence
Approving
Humorous
Idiom
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
big cheeses
مثالها
The professor is a big cheese in the academic world, known for her groundbreaking research and expertise in the field.
پروفسور یک چهره بزرگ در دنیای آکادمیک است که به خاطر تحقیقات پیشگامانه و تخصصش در این زمینه شناخته شده است.



























