جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
synchronously
01
همزمان، در یک زمان
at the same time
اطلاعات دستوری
مثالها
The devices were designed to operate synchronously for optimal performance.
دستگاهها برای عملکرد همزمان برای عملکرد بهینه طراحی شدهاند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
synchronously
synchronous
synchron



























