جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Symphony
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
symphonies
مثالها
The gentle chirping of the crickets became a nighttime symphony in the quiet countryside.
صدای ملایم جیرجیرکها در روستای آرام به یک سمفونی شبانه تبدیل شد.
درخت واژگانی
symphonious
symphony



























