جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
swishy
01
ویژ ویژ کنان
making a soft, rustling sound when moving
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
swishiest
شکل تفضیلی
swishier
درجهپذیر
مثالها
The leaves made a soughing sound as the wind blew through them.
برگها صدای خشخش میدادند وقتی باد از میانشان میوزید.
درخت واژگانی
swishy
swish



























