جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
swarthy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
swarthiest
شکل تفضیلی
swarthier
درجهپذیر
مثالها
She had a swarthy complexion, with olive skin and dark hair.
او پوستی گندمی داشت، با پوست زیتونی و موهای تیره.
درخت واژگانی
swarthiness
swarthy
swarth



























