جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Suppliant
01
ملتمس, مستدعی
someone who humbly and earnestly seeks or requests something, often in a pleading manner
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
suppliants
مثالها
With clasped hands and tearful eyes, the beggar approached passersby, a suppliant seeking alms to ease his hunger.
با دستهای به هم فشرده و چشمان پر از اشک، گدا به رهگذران نزدیک شد، یک التماسکننده که به دنبال صدقه برای تسکین گرسنگی خود بود.
suppliant
01
التماسکننده, درخواستکننده
humbly and earnestly asking for something, especially from someone in power or authority
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most suppliant
شکل تفضیلی
more suppliant
درجهپذیر
مثالها
He gave her a suppliant look, hoping she would forgive him.
او به او نگاه التماسآمیز انداخت، امیدوار بود که او او را ببخشد.



























