جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to beware
01
مواظب بودن, مراقب بودن
to warn someone to be cautious of a dangerous person or thing
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
beware
سومشخص مفرد
bewares
وجه وصفی حال
bewaring
گذشته ساده
bewared
اسم مفعول
bewared
مثالها
Travelers are warned to beware of pickpockets in crowded tourist areas.
به مسافران هشدار داده میشود که در مناطق شلوغ توریستی از جیببرها مراقب باشند.



























