جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Sunshine
01
تابش خورشید, نور یا گرمای خورشید
the sun's light and heat
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
They basked in the warm sunshine at the beach all afternoon.
آنها تمام بعدازظهر در آفتاب گرم در ساحل آفتاب گرفتند.
02
شادی, نور خورشید
the quality of being cheerful and dispelling gloom
03
نور خورشید, هوای آفتابی
moderate weather; suitable for outdoor activities



























