جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to stymie
01
مانع شدن, ناکام گذاشتن
to prevent the occurrence or achievement of something
مثالها
Her lack of experience in the field could stymie her chances of getting the job.
کمبود تجربه او در این زمینه میتواند شانس او برای گرفتن شغل را مختل کند.



























