جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
stunned
01
بهت زده, مات و مبهوت، شوکه شده
feeling so shocked or surprised that one is incapable of acting in a normal way
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most stunned
شکل تفضیلی
more stunned
درجهپذیر
مثالها
He felt stunned when he heard the news of his friend's sudden death.
وقتی خبر مرگ ناگهانی دوستش را شنید، احساس شوکه شدن کرد.
درخت واژگانی
stunned
stun



























