جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Strangles
01
استرانگلز, بیماری مسری اسب
a contagious horse disease with fever, difficulty swallowing, and throat abscesses
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Good stable hygiene helps prevent strangles transmission.
بهداشت پایدار خوب به جلوگیری از انتقال خفهکن کمک میکند.



























