جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
A straight face
01
چهرهای جدی, صورت بیاحساس
one's face when it is devoid of any signs of amusement, interest, or even sadness
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
straight faces
مثالها
He told the ridiculous story with a straight face.
آن داستان مضحک را با چهرهای جدی تعریف کرد.
LanGeek



























