جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Stopwatch
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
stopwatches
مثالها
The coach used a stopwatch to time each runner during the track practice.
مربی از یک کرونومتر برای زمانگیری هر دونده در تمرین دو استفاده کرد.
درخت واژگانی
stopwatch
stop
watch



























