جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to stop up
[phrase form: stop]
01
چیزی را بستن (مثل سوراخ)
to seal something tightly
مثالها
To avoid any spills during transportation, the courier made sure to stop up the openings in the fragile package securely.
برای جلوگیری از هرگونه ریزش در حین حمل و نقل، پیک اطمینان حاصل کرد که دهانههای بستهبندی شکننده را بهطور ایمن مسدود کند.



























