stool
stool
stul
stool
spool

تعریف و معنی "stool"در زبان انگلیسی

Stool
01

صندلی (بدون پشتی), چهارپایه

a seat, often with four legs, that does not include a any support for one's back or arms 
stool definition and meaning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
stools
مثال‌ها
She sat on a wooden stool at the kitchen counter. 

او روی یک چهارپایه چوبی در پیشخوان آشپزخانه نشست.

02

توالت, دستشویی

a plumbing fixture for defecation and urination 
stool definition and meaning
03

کنده درخت, تنه درخت

(forestry) the stump of a tree that has been felled or headed for the production of saplings 
04

مدفوع

a piece of solid waste evacuated from the bowels 
to stool
01

اجابت مزاج کردن, دفع مدفوع کردن

have a bowel movement 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
stool
سوم‌شخص مفرد
stools
وجه وصفی حال
stooling
گذشته ساده
stooled
اسم مفعول
stooled
02

تولید جوانه, شاخه زدن

grow shoots in the form of stools or tillers 
03

واکنش نشان دادن به طعمه، در مورد پرندگان آبزی, جذب شدن به طعمه، در پرندگان وحشی

react to a decoy, of wildfowl 
04

فریب دادن با یک چهارپایه، مانند پرندگان وحشی, طعمه گذاشتن با چهارپایه، برای پرندگان شکاری

lure with a stool, as of wild fowl 
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه