جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Benignity
01
لطف, احسان
an act of kindness, care, mercy, or consideration for another
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
benignities
مثالها
The elderly woman 's warm smile and caring words offered great benignities to those feeling lonely or distressed.
لبخند گرم و کلمات مراقبتآمیز زن سالخورده مهربانیهای بزرگی به کسانی که احساس تنهایی یا پریشانی میکردند ارائه داد.
02
شفقت, مهربانی
the quality of being kind and considerate toward others' well-being
مثالها
What the world needs more of is people demonstrating benignity in all their interactions.
آنچه جهان به آن نیاز بیشتری دارد، افرادی هستند که در تمام تعاملات خود نیکخواهی را نشان میدهند.



























