جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Staghorn sumac
01
*سماق آمریکایی
a cluster of small, red drupes covered in fine, velvety hairs
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
staghorn sumacs
مثالها
The aroma of the roasted vegetables seasoned with staghorn sumac filled the kitchen.
عطر سبزیجات کبابی چاشنیدار شده با سماق شاخ گوزنی آشپزخانه را پر کرد.



























