جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Beneficiary
01
ذینفع, بهرهمند
a person who receives money or benefits
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
beneficiaries
مثالها
When buying life insurance, make sure to name a beneficiary who will receive the payout.
هنگام خرید بیمه عمر، مطمئن شوید که یک ذینفع را نام ببرید که پرداخت را دریافت خواهد کرد.
02
نقش معنایی (زبانشناسی)
(semantics) the person who benefits from an action in a sentence
مثالها
In "Can you make me a sandwich?", "me" is the beneficiary who will receive the sandwich.
در "میتوانی برایم یک ساندویچ درست کنی؟"، "برایم" ذینفع است که ساندویچ را دریافت خواهد کرد.
beneficiary
01
ذینفع, سودمند
having or arising from a benefice
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر



























