جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Spokesperson
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
spokespeople
مثالها
During the crisis, the government spokesperson provided regular updates to the media.
در طول بحران، سخنگوی دولت به طور منظم به رسانهها بهروزرسانی میداد.



























