جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to spark off
01
واکنش کسی را برانگیختن
to start an action or reaction
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
off
فعل پایه
spark
زمان حال
spark off
سومشخص مفرد
sparks off
وجه وصفی حال
sparking off
گذشته ساده
sparked off
اسم مفعول
sparked off
مثالها
The news report sparked off a series of investigations into the alleged corruption.
گزارش خبری یک سری تحقیقات در مورد فساد ادعایی را آغاز کرد.



























