جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sparingly
01
به ندرت، با میانه روی
only minimally or occasionally, so as to avoid excess
اطلاعات دستوری
مثالها
Use the sauce sparingly to avoid overpowering the delicate flavors of the fish.
از سس بهاندازهی کم استفاده کنید تا از غلبه بر طعمهای ظریف ماهی جلوگیری شود.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
unsparingly
sparingly
sparing
spare



























