جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to belt up
[phrase form: belt]
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
up
فعل پایه
belt
زمان حال
belt up
سومشخص مفرد
belts up
وجه وصفی حال
belting up
گذشته ساده
belted up
اسم مفعول
belted up
مثالها
The teacher signaled for the class to belt up and prepare for the lesson.
معلم به کلاس علامت داد که ساکت شوند و برای درس آماده شوند.
02
بستن کمربند ایمنی, کمربند بستن
to secure oneself in a vehicle by putting on a seat belt
مثالها
The mom reminded her kids to belt up before starting the car.
مادر به بچههایش یادآوری کرد که قبل از روشن کردن ماشین کمربندها را ببندند.



























