جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
so-so
01
معمولی، متوسط
being average or mediocre, neither impressive nor disappointing
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most so-so
شکل تفضیلی
more so-so
درجهپذیر
مثالها
Her speech was so-so, lacking energy but still clear.
سخنرانی او معمولی بود، فاقد انرژی اما همچنان واضح.
so-so
اطلاعات دستوری
مثالها
He performed so-so in the interview.
او در مصاحبه نه خوب نه بد عمل کرد.



























