snowdrift
Pronunciation
/ˈsnoʊˌdrɪft/

تعریف و معنی "snowdrift"در زبان انگلیسی

Snowdrift
01

توده برف

a mass of deep snow piled up by the wind
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
snowdrifts
مثال‌ها
The road was impassable because of the deep snowdrifts that accumulated overnight.
جاده به دلیل برف‌روبههای عمیقی که در طول شب جمع شده بود، غیرقابل عبور بود.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه