جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
snazzy
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
snazziest
شکل تفضیلی
snazzier
درجهپذیر
حوزه
style, appearance, fashion
مثالها
He wore a snazzy suit to the gala, standing out among the crowd.
او یک کت و شلوار شیک به گالا پوشید، در میان جمعیت خودنمایی میکرد.
LanGeek



























