جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Smog
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
smogs
مثالها
The city's smog was so thick that it reduced visibility, making it difficult for drivers to see the road ahead.
دود شهر آنقدر غلیظ بود که دید را کاهش داد و رانندگان را در دیدن جادهٔ پیش رو دچار مشکل کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
smoggy
smog



























