جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
smelly
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
smelliest
شکل تفضیلی
smellier
درجهپذیر
مثالها
The smelly trash needed to be taken out before the whole house reeked.
زباله بدبو باید قبل از اینکه کل خانه بو بگیرد بیرون برده میشد.
درخت واژگانی
smelly
smell



























