smelly
sme
ˈsmɛ
اِسمِ
lly
li
لی
/smˈɛli/

تعریف و معنی "smelly"در زبان انگلیسی

smelly
01

بدبو

having a strong, unpleasant odor
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
smelliest
شکل تفضیلی
smellier
درجه‌پذیر
مثال‌ها
His smelly gym clothes were left in the bag for too long, making them unbearable.
لباس ورزشی بدبوی او برای مدت طولانی در کیف مانده بود، که آن را غیرقابل تحمل کرد.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه