جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sly
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
sliest
شکل تفضیلی
slier
درجهپذیر
مثالها
Using a sly disguise, the spy infiltrated the enemy camp unnoticed.
با استفاده از یک تغییر چهره زیرکانه، جاسوس بدون اینکه دیده شود به اردوگاه دشمن نفوذ کرد.
درخت واژگانی
slyness
sly



























