جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
slushy
01
نیمهمایع
having a partially melted, semi-liquid consistency, often associated with snow or ice
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
slushiest
شکل تفضیلی
slushier
درجهپذیر
مثالها
The drink had a refreshing slushy texture, perfect for a hot summer day.
نوشیدنی دارای بافتی یخی و طراوتبخش بود، که برای یک روز گرم تابستانی عالی بود.
Slushy
01
یک اسلاشی, یک نوشیدنی یخی
a cold drink made of flavored, semi-frozen ice
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
slushies
مثالها
The kids enjoyed their colorful slushies at the fair.
بچهها از اسلاشیهای رنگارنگ خود در نمایشگاه لذت بردند.



























