جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to sledge
01
سورتم سواری کردن, مسافرت با سورتم
ride in or travel with a sledge
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل حرکتی
باقاعده
زمان حال
sledge
سومشخص مفرد
sledges
وجه وصفی حال
sledging
گذشته ساده
sledged
اسم مفعول
sledged
02
با پتک کوبیدن, با پتک زدن
beat with a sledgehammer
03
حمل با سورتمه، راندن سورتمه
transport in a sleigh



























