جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Slapshot
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
slapshots
مثالها
The player scored a goal with a powerful slapshot from the blue line.
بازیکن با یک ضربه محکم از خط آبی گل زد.
درخت واژگانی
slapshot
slap
shot



























