sky
sky
skaɪ
skai
byeTwibaetri

تعریف و معنی "sky"در زبان انگلیسی

01

آسمان

the space above the earth where the sun, clouds, stars, and the moon are and we can see them 
sky definition and meaning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثال‌ها
The dark clouds covered the sky, signaling an approaching storm. 

ابرهای تیره آسمان را پوشاندند، نشانه‌ای از طوفانی که در راه بود.

to sky
01

به آرامی پرتاب کردن, با حرکت سبک انداختن

throw or toss with a light motion 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
باقاعده
زمان حال
sky
سوم‌شخص مفرد
skies
وجه وصفی حال
skying
گذشته ساده
skied
اسم مفعول
skied
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه