جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
skinless
01
بی پوست, عاری از پوست
lacking skin or having had the skin removed
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most skinless
شکل تفضیلی
more skinless
درجهناپذیر
مثالها
The skinless tilapia fillets were pan-fried until crispy.
فیلههای تیلاپیا بیپوست تا زمانی که ترد شوند در تابه سرخ شدند.
درخت واژگانی
skinless
skin



























