جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Skiing
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
مثالها
He took up skiing as a hobby and now spends every weekend on the mountain.
او اسکی را به عنوان یک سرگرمی شروع کرد و حالا هر آخر هفته را در کوه میگذراند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
skiing
ski



























