جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ski slope
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
ski slopes
مثالها
The ski slope was bustling with activity as families and friends enjoyed a day of skiing and snowboarding in the fresh powder.
پیست اسکی پر از فعالیت بود در حالی که خانوادهها و دوستان از یک روز اسکی و اسنوبورد در برف تازه لذت میبردند.



























