جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ski slope
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
ski slopes
مثالها
After a few practice runs on the beginner ski slope, she felt confident enough to tackle the more challenging trails.
بعد از چند دور تمرین روی شیب اسکی مخصوص مبتدیان، او به اندازه کافی احساس اطمینان کرد تا بتواند مسیرهای چالش برانگیزتر را امتحان کند.



























