جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to size up
[phrase form: size]
01
ارزیابی کردن, برانداز کردن
to examine someone or something in order to form a judgment
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
up
فعل پایه
size
زمان حال
size up
سومشخص مفرد
sizes up
وجه وصفی حال
sizing up
گذشته ساده
sized up
اسم مفعول
sized up
مثالها
As a coach, it 's important to size up the strengths and weaknesses of each player on the team.
به عنوان یک مربی، مهم است که نقاط قوت و ضعف هر بازیکن در تیم را ارزیابی کنید.



























