جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Sin
مثالها
Many religious teachings provide guidelines to avoid committing sin.
بسیاری از آموزههای دینی راهنماییهایی برای اجتناب از ارتکاب گناه ارائه میدهند.
02
گناه, تقصیر
a state of separation from divine will
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
شکل جمع
sins
مثالها
The community taught children about sin and virtue.
جامعه به کودکان درباره گناه و فضیلت آموزش داد.
03
حرف سین, سین
the 21st letter existing in the Hebrew alphabet
مثالها
Sin is written as ש in Hebrew script.
سین در خط عبری به صورت ש نوشته میشود.
04
خدای اکدی ماه, خدای ماه اکدی
the Akkadian god of the Moon
مثالها
Temples were built to honor Sin, the moon god.
معابد برای گرامیداشت سین، خدای ماه ساخته شدند.
05
سینوس, سینوس
the ratio of the side opposite a given angle to the hypotenuse in a right-angled triangle
مثالها
sin(30°) equals 0.5 in a right triangle.
سینوس(30°) در یک مثلث قائمالزاویه برابر با 0.5 است.
to sin
01
گناه کردن, معصیت کردن
to act against religious or moral rules
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
sin
سومشخص مفرد
sins
وجه وصفی حال
sinning
گذشته ساده
sinned
اسم مفعول
sinned
مثالها
They believed it was wrong to sin against their neighbors by spreading false rumors.
آنها معتقد بودند که گناه کردن در برابر همسایگان خود با پخش شایعات دروغ اشتباه است.
02
گناه کردن, مرتکب اشتباه شدن
to commit a fault, error, or serious mistake
مثالها
He sinned by forgetting his best friend's birthday.
او با فراموش کردن تولد بهترین دوستش گناه کرد.
درخت واژگانی
sinful
sinless
sin



























