جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Similitude
01
شباهت, تشابه، همانندی
resemblance between people or things
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
similitudes
مثالها
The similitude between the twins was so strong that even their close friends often confused them.
شباهت بین دوقلوها آنقدر قوی بود که حتی دوستان نزدیکشان هم اغلب آنها را اشتباه میگرفتند.
02
همتا, نسخه ثانی
a duplicate of someone or something
مثالها
She owned a similitude of the painting, a perfect replica created by a skilled artist.
او یک شبیهسازی از نقاشی داشت، یک نسخهی کامل که توسط یک هنرمند ماهر ساخته شده بود.
درخت واژگانی
dissimilitude
similitude
similate



























