جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Similitude
01
شباهت, تشابه، همانندی
resemblance between people or things
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
similitudes
مثالها
There was a remarkable similitude between the two paintings, as though created by the same artist.
بین دو نقاشی شباهت قابل توجهی وجود داشت، گویی که توسط یک هنرمند خلق شدهاند.
02
همتا, نسخه ثانی
a duplicate of someone or something
مثالها
The museum displayed a similitude of the ancient manuscript, allowing visitors to view it closely.
موزه یک شبیهسازی از دستنوشته باستانی را نمایش داد که به بازدیدکنندگان اجازه میداد آن را از نزدیک ببینند.
درخت واژگانی
dissimilitude
similitude
similate



























