جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Simian
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
simians
مثالها
The researchers observed the behavior of the simians in their natural habitat.
محققان رفتار پستانداران نخستی را در زیستگاه طبیعی آنها مشاهده کردند.
simian
01
میمونمانند
of or relating to monkeys or apes
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
The scientist observed simian behavior in the primate research facility, noting similarities in social interactions and communication among the monkeys.
دانشمند رفتار میمونی را در مرکز تحقیقات پستانداران اولیه مشاهده کرد و به شباهتها در تعاملات اجتماعی و ارتباطات میان میمونها اشاره کرد.
درخت واژگانی
prosimian
simian



























