جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Silo
01
انبار غله, سیلو
a tall container used to store grain or other farm products
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
silos
مثالها
Birds often perch on top of the silo.
پرندگان اغلب روی بالای سیلو مینشینند.
02
سیلو موشک, سیلو پرتاب
an underground structure used to store and launch ballistic missiles
مثالها
Engineers maintained the silo to ensure it was operational.
مهندسان سیلو را نگهداری کردند تا اطمینان حاصل کنند که عملیاتی است.



























