جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to sight-read
01
با نگاه کردن به نت نواختن
to read and perform a piece of written music at first sight without prior preparation
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
sight-read
سومشخص مفرد
sight-reads
وجه وصفی حال
sight-reading
گذشته ساده
sight-read
اسم مفعول
sight-read
مثالها
She sight-reads the piano piece with ease, demonstrating her proficiency in reading music.
او به راحتی قطعه پیانو را در اولین نگاه میخواند، که نشان دهنده مهارت او در خواندن موسیقی است.



























