جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Sif
01
سیف
a goddess in Norse mythology who is associated with earth, fertility, family, and harvest
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
خاص
sif
01
مشمئزکننده, نفرتانگیز
(South African) foul, disgusting, or unpleasant
عامیانه
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
siffest
شکل تفضیلی
siffer
درجهپذیر
مثالها
The food smelled sif and I couldn't eat it.
غذا بوی سیف میداد و نتوانستم آن را بخورم.



























