جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Side effect
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
side effects
مثالها
While the new medication effectively managed her symptoms, she was concerned about the potential side effects, including nausea and fatigue.
در حالی که داروی جدید به طور مؤثر علائم او را مدیریت کرد، او نگران عوارض جانبی بالقوه، از جمله تهوع و خستگی بود.
02
اثر جانبی, اثر جانبی
a result of a situation or action that was not meant to happen
مثالها
The new policy aimed to boost economic growth, but an unintended side effect was increased inflation.
سیاست جدید با هدف تقویت رشد اقتصادی طراحی شده بود، اما یک عوارض جانبی ناخواسته افزایش تورم بود.



























