جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Sick leave
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
sick leaves
مثالها
She took sick leave to recover from a severe cold.
او مرخصی استعلاجی گرفت تا از یک سرماخوردگی شدید بهبود یابد.
LanGeek



























